تبلیغات
داستانهای عاشقانه شما

داستانهای عاشقانه شما

:[داستان عشق من , ]

اولین شخصی رو که من اشتباهی به‌جای اون نصفه خودم گرفتم، دخترخاله‌ام بود، دقیقاً یادم نمیاد چندسال داشتم ولی اینو می‌دونم که سنم خیلی کم بود، شاید از یک سال تا پنج سال؛ اون در اون زمان دختر خیلی خوبی بود و یا شاید هم من فکر می‌کردم خیلی خوب بود، ولی همین دلیل بود که باعث شده بود من اونو دوست داشته باشم.

یادم میاد که اون وقتا پاتوق من و دخترخالم زیر میز تحریرم بود!!!!؟؟؟؟؟چه خاطرات خوبی من زیر اون میز تحریر دارم، الان هم اون میز رو دارم ولی یه کم برام کوچک شده.

(دفعه بعد در رابطه با صحبت‌هایی که باهم می‌کردیم صحبت می‌کنم.)

نوشته شده در یکشنبه 17 مهر 1384 و 04:10 ق.ظ توسط حامد

ویرایش شده در - و -



مطالب قبلـــــــی ...
◊ داستان عشق من (قسمت اول)...-
◊ شرمندگی...-
◊ داستان من......-
◊ آدم و حوّا = انسان...-
◊ سلام...-
◊ ...-


صفحــــــات ...

نمایش نظرات 1 تا 30